متن کامل بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی: پنج راه حل برای «بهبود اوضاع»
بسمالرحمنالرحیم السلام علیک یا اباعبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و وال لمن والاکم و عاد لمن عاداکم. فیالیتنی کنت معکم فافوز فوزا عظیما.
همواره به اینجانب و دوستان گفته میشد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و میاندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه بر اصول روشن که میتوان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد صورت نگیرد، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.
برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجتالاسلام والمسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجتالاسلام والمسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکههای وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خودجوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمیمانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانهای ملی و بیطرف و منصف و عاقل بهره میبردند. باز همه ملتها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسینگویان به صورت مسالمتآمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریکآمیز مواجه شدند، خشونتهای غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمايان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بهروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده میشود، فاجعهای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.
مشاهده فیلمهای تکاندهنده عاشورا نشان میدهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده میشود، ناشی از به زیر انداختن افراد بیگناه از روی پلها و بلندیها، تیراندازیها و آدم زیر کردنها و ترورهاست. جالب آن که در بعضی از این فیلمها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را میبینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آن روز سعی میکنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت میتوانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشهای از این صحنهها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان میدهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار میکنند و آنها میاندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.
گیرم که چند روز با دستگیریها، خشونتها، تهدیدها و بستن دهان روزنامهها و رسانهها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل میکنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران مینمایید؟ نگاه ملامتآمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر میدهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبهروز وخیمتر میشود چه میکنید؟ با چه پشتوانهای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامهها و امتیازخواهیهای بیشتر را در سطح بینالملل از سر کشور و ملتمان دور میکنید؟
اینان میاندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشهای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خواندهاند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند میدانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقعگریز و پناه بردن به رویکردهای کمعمق و گولزننده است.
بنده به صراحت و روشنی میگویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد. سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهرههای منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را ناگشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خش و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعهای است که هماکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است. این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت میکند و یک عده را حزبالله مینامد و عدهای دیگر را حزبالشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام میکند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که میتوانند بگویند با این گونه اشخاص چه میتوان کرد.
آن چه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط میشود استقبال از هر هجمهای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر بنده را به یاد کلام امام رحمهالله علیه میاندازد که «بکشید ما را، ما نیرومندتر میشویم». بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگینتر از آن شهدا نیست.
بنده به صراحت میگویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران توجیهگر ادامه راه حلهای سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی میتواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد. تهمت بیدینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آن که به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز میگویم منافقین با خیانتها و جنایتهای خود مردهاند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینهورزی آنها را زنده نکنید.
من لازم میدانم قبل از آن که راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیهالسلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود. ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمیتابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا همکیش هم میدانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمیتابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.
بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پایبندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از این که بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج میبریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما میگوییم نهاد بزرگ و تاثیرگذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمیتواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده میشود و هم کشور را به فساد میکشاند. ما میگوییم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است. جنبش سبز مخالف دروغ است و آن را آفتی خانمانبرانداز برای کشور میداند و از این رو دروغهای سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آن را خطری بزرگ برای کشور میدانیم.
ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم میخواهیم که به تنوع آرا و عقاید مردم نه به شکل تهدید، که بلکه به صورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامهها و محدود کردن رسانهها را مخالف دین مترقی و رهاییبخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین میدانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیتالمال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام میدانیم و میگوییم که سند چشمانداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بیارزش تبدیل شده است. ما هشدار میدهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قویتر میشوند. در حالی که ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپردههای مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم.
ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی. تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستادهایم و نه امید یاری آنها را داریم و میدانیم با اصالت قدرت در روابط بیناللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمیگذارند. و مضحک است که به ما تهمت اهانت به قرآن، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود. مسلما حرمتشکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمتشکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام میدانیم.
اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گلآلود شدن آن شده است. راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکانپذیر نیست. اندیشیدن به این گونه راه حلها که عدهای توبه کنند و عدهای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است.
بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمههایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه میدانم که بهتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد. و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترامآمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را به انجام برساند. بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمههایی از آب روشن میتواند فضای ملی را تحت تأثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد بیان میکنم:
۱- اعلام مسئولیتپذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایتهای غیرمعمول در مقابل کاستیها و ضعفهایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است. به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بیکفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد.
۲- تدوین قانون شفاف و اعتمادبرانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد. این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آرا و اندیشهها تضمین کند و جلوی دخالتهای سلیقهای و جناحی دستاندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد. مجالس اولیه انقلاب میتواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند.
۳- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها. بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف، که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت. و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند.
۴- آزادی مطبوعات و رسانهها و اجازه نشر مجدد روزنامههای توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است. ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد. گسترش کانالهای ماهوارهای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که به خوبی ناکافی بودن روشهای قدیمی و محدودیت صدا و سیما را میرساند . پارازیتها و محدودیتهای اینترنتی میتواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانههایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است. آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه، نگاهها را از آن سوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم؟
۵- به رسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکلها و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی. اقدام در این زمینه که میتواند با درایت و همکاری همه علاقهمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه میتواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین درگیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید.
به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز میتوان اضافه کرد. به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین میتواند مغتنم باشد. ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود. مشاهده عزم در این راه به روشنی افق کمک خواهد کرد. و کلام آخر آن که همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافقنامه و مذاکره و دادوستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی میتواند اجرایی شود.
پس از ۱۶ سال جامعه مدرسین آیتالله صانعی را واجد شرایط مرجعیت ندانست
چند روز پس از حمله فراگیر نیروهای هوادار دولت به دفاتر آیتالله یوسف صانعی در شهرهای مختلف ایران، اکنون جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در قالب یک پرسش و پاسخ اعلام کرده است که این روحانی منتقد دولت و حامی اصلاحطلبان فاقد «ملاکهای لازم برای تصدی مرجعیت» است.
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که در سالهای پس از انقلاب اسلامی بیشتر در کنترل نیروهای محافظهکار بوده است، در پاسخ به سؤال افرادی که خود را «جمعی از استادان و فضلای حوزههای علمیه» معرفی کردهاند، آورده است که پس از تحقیقات یک سال گذشته و جلسات متعدد به این نتیجه رسیده است که آیتالله صانعی فاقد ملاکهای مرجعیت است.
این پرسش و پاسخ در پایگاه اطلاعرسانی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم منتشر شده است. پیشتر گفته میشد که این نهاد حوزوی که توسط آیتالله محمد یزدی، از حامیان دولت، اداره میشود قرار است فهرستی جدید از مراجع تقلید را معرفی کند که این گمانهزنی توسط آیتالله مقتدایی نایب رئیس این جامعه رد شد.
در فقه شیعه اصول دین تحقیقی است اما عامه مردم که مقلدان خوانده میشوند در احکام و فروع دین از فتاوای روحانیون ارشدی که از آنها به عنوان مراجع تقلید یاد میشود، پیروی میکنند.
بر اساس نظر فقهی بسیاری از عالمان شیعه، مرجع تقلید بایستی که مرد، بالغ، عاقل، شيعه دوازده امامى، حلالزاده، زنده، عادل و نيز اعلم باشد. همچنین فقه شیعه، شناخت مجتهد جایز التقلید را از سه راه ممکن میداند که شامل یقین خود مقلد، تصدیق دو نفر عالم عادل و تصدیق عدهاى از اهل علم است.
بحث مرجعیت آیتالله صانعی پس از آن در مرکز حملات هواداران دولت قرار گرفت که این مرجع تقلید شیعه در ماههای پس از برگزاری انتخابات بحثبرانگیز خرداد ۸۸، در بیانیهها و سخنرانیهای مختلف به انتقاد از شرایط کنونی و دولت محمود احمدینژاد پرداخت و در کنار چهرههای دیگری چون آیتالله منتظری حمایت خود را از معترضان کتمان نکرد.
پس از آن در شرایطی که با درگذشت آیتالله منتظری بسیاری از مقلدان وی به دنبال مرجع جانشین آیتالله منتظری بودند، شعارهای مردمی در تشییع آیتالله منتظری حکایت از آن داشت که بسیاری آیتالله صانعی را جانشین آیتالله منتظری میدانند.
این شعارها نقطه آغاز حملات سامان یافته حامیان دولت به دفاتر آیتالله صانعی در قم، مشهد، تهران و بسیاری از شهرهای ایران شد.
آیتالله یوسف صانعی که متولد سال ۱۳۱۶ هجری شمسی است، در دوران آیتالله خمینی از مقامات ارشد قضایی ایران بود و پس از کنارهگیری از مناصب حکومتی در اواسط دهه ۶۰ به قم بازگشت و به تدریس و تحقیق در حوزه علمیه قم ادامه داد.
اما با وجود آنکه دفتر این مرجع تقلید حامی اصلاحطلبان از سال ۱۳۷۲ اقدام به انتشار رساله عملیه وی کرد، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم حاضر نشد در سال ۷۳ نام وی را در شمار مراجعی که از نظر این جامعه جایزالتقلید هستند قرار دهد.
این موضوع اما مانع از اقبال مردم به مرجعیت آیتالله صانعی نشد و این روحانی نزدیک به آیتالله خمینی که به فتوای فقهی بدیع بهویژه در حوزه حقوق زنان شهرت دارد، به توسعه دفاتر پاسخگویی خود در مناطق مختلف ایران اقدام کرد.
در فهرست هفتنفره مراجع جایزالتقلید جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که در سال ۷۳ انتشار یافت نام شش استاد وقت حوزه علمیه قم، محمد فاضل لنکرانی، محمدتقی بهجت، حسین وحید خراسانی، میرزا جواد تبریزی، موسی شبیری زنجانی و ناصر مکارم شیرازی به چشم میخورد و این نهاد حوزوی نام آیتالله خامنهای رهبر ایران را نیز به عنوان مرجع جایزالتقلید اعلام کرد.
با این حال در فهرست منتشره حتی اشارهای به نام آیتالله علی سیستانی، رهبر شیعیان عراق، و آیتالله حسینعلی منتظری، سرشناسترين روحانی مخالف حکومت، که در آن زمان نیز مقلدان فراونی در عراق و ایران داشتند نشده بود.
در زمان انتشار اسامی مراجع جایزالتقلید از سوی جامعه مدرسین، برخی از کارشناسان آشنا به مسائل حوزههای علميه از فهرست منتشر شده انتقاد کرده و گفته بودند که اين نهاد حوزوی بيشتر روحانيون نزديک به حکومت جمهوری اسلامی را به عنوان مرجع تقليد معرفی کرده است.
از جمله معرفی آیتالله خامنهای به عنوان مرجع تقلید بحثبرانگیز شد، به گونهای که حتی چهره محافظهکاری چون آیتالله آذری قمی، معتقد بود که این انتخاب بر خلاف ضوابط شرعی و قانونی انجام شده و آیتالله خامنهای حایز شرایط مرجعیت نیست.
در فاصله ۱۵ سالی که از انتشار این فهرست میگذرد، از میان روحانیونی که جامعه مدرسین در آن زمان به عنوان مراجع جایزالتقلید معرفی کرد، آقایان فاضل لنکرانی، بهجت و تبریزی در قید حیات نیستند اما در این مدت شماری دیگری از استادان حوزوی با انتشار رسالههای عملیه خود به جمع مراجع تقلید پیوستند.
در میان مراجع جدید شماری از روحانیون ارشد اصلاحطلب، همچون عبدالکریم موسوی اردبیلی، یوسف صانعی و اسدالله بیات زنجانی، و نیز شماری از روحانیون ارشد محافظهکار، همچون لطفالله صافی گلپایگانی، عبدالله جوادی آملی، جعفر سبحانی و محمدعلی گرامی حضور دارند، اما جامعه مدرسین که به محافظهکاران نزدیک است، چه در زمان مدیریت آیتالله مشکینی و چه پس از آن در زمان مدیریت آیتالله محمد یزدی، مراجع جدید را در فهرست مراجع جایزالتقلید خود قرار نداده است.
شاهد 'زیر گرفتن' معترضان: دنده را عوض کرد و دوباره از روی آن شخص رد شد
الهه روانشاد یکی از صحنههای کشتن معترضان در روز عاشورا که در رسانههای جهانی بازتاب بسیاری گستردهای پیدا کرد، له کردن معترضان در حوالی میدان ولی عصر تهران با استفاده از وانت نیرویی انتظامی بود.
صحنهای که به فاصله تقریبا یک روز به جهان مخابره شد. اما بازتاب گسترده آن تاثیر چندانی بر فرماندهان انتظامی ایران نداشت؛ فرماندهى نيروى انتظامى جمهورى اسلامى ايران در اطلاعيهاى اعلام کرده است: «در محدوده ميدان ولى عصر به هيچ وجه بر اثر تصادف، فوتى نداشتيم و دو نفرى كه بر اثر تصادف فوت كرده اند ...به علت برخورد يك دستگاه خودروى پاترول شخصى در خيابان آزادى بين خيابان هاى رودكى و خوش با اغتشاشگران بوده است.»
در ادمه نیروی انتظامی ایران در مورد فیلم پخش شده از این موضوع که با موباییلهای مختلف و توسط شهروند-روزنامهنگاران گرفته شده، میافزاید: «با احتمال جعلى بودن فيلم مذكور كه از روش هاى جارى رسانههاى بيگانه و ضد انقلاب است، موضوع در دست بررسى قرار دارد.»
رادیو فردا توانسته است یکی از ده ها شاهد این حمله را پیدا کند. آقای داریوش در گفتوگو با رادیو فردا از آنچه دیده است، میگوید.
نخست در مورد محل حادثه:
داریوش (شاهد ماجرا): اين حادثه حوالی وزارت بازرگانی که تقريباً در ۱۰۰ متری ميدان ولی عصر است رخ داد و ما آنجا بوديم.
آقای داريوش! آيا شما زير گرفته شدن يکی از معترضان را به وسيله خودرو نيروهای انتظامی به چشم خود ديديد؟
بله، من از معدود کسانی بودم که درست در جريان اين اتفاق بودم. عدهای از مردم که به ميدان ولی عصر آمدند، میگفتند «ولی عصر آزاد شد الله اکبر» و يک نفر حتی روی کيوسک پاسگاه رفت و پرچم يا حسين را تکان میداد و همه مردم میگفتند «يا حسين ميرحسين».
خواهرم همراه من بود و من برای محافظت از او به شدت مراقب اين طرف و آن طرف بودم. بيشتر مردمی که در ميدان ولی عصر بود رفتند سر کريم خان به سمت هفت تير ايستادند. من يک لحظه رفتم روی بلندی وسط خيابان را نگاه کردم و ديدم موتورسواران زيادی آن پايين هستند. من و چند نفر ديگر به سمت مردم آمديم و گفتيم فرار کنيد موتورسواران آمدند، چون آن روز نيروها به شدت حالت تهاجمی داشتند و وقتی از فاصله زياد هم آنها را میديديم فرار میکرديم.
وقتی من و خواهرم میخواستيم برويم، صدايی شنيدم و برگشتم نگاه کردم، ديدم يک وانت نيروی انتظامی با سرعت بسيار زياد از طرف مخالف درحال حرکت است. دست خواهرم را گرفتم و کشيدم روی سکويی که وسط ميدان ولی عصر قرار دارد، البته چون دور ميدان را ديوار کشيده بودند نمیتوانستيم برويم وسط ميدان بنابراين خودمان را چسبانديم به ديواره.
وانت که نزديک شد يک ترمز شديد زد و رفت روی جدول ميدان و داشت دنده عقب میگرفت که ديدم يک وانت ديگر آمد. من خواهرم را محکم در بغل گرفتم و به نرده چسبيديم. ماشين دوم با سرعت آمد و مردم که اصلاً فکر نمیکردند اين ماشين بخواهد اين کار را بکند در حال فرار دستهای خود را از پشت سمت وانت گرفتند. وانتهايی که تور فلزی جلوی آنها بسته بودند به طرف مردم میآمدند، من تنها کاری که توانستم بکنم اين بود که فرياد بزنم «مردم مواظب باشيد»، ولی من با چشمهای خودم به طور دقيق ديدم که يک نفر زير چرخهای ماشين رفت.
من فرياد میزدم «نکشش برگرد نکن» که مردم متوجه شدند و شروع کردند فرياد زدن و چيزهايی را به طرف وانتها پرتاب کردن. من خودم ديدم که يک نفر رفت زير چرخ ماشين و وقتی وانت دنده عقب گرفت دقيقاً از روی سينه او رد شد ومن آن فرد را ديدم که دست و پايش زير چرخ ماشين تکان میخورد.
اين وانتها دقيقاً با اين هدف آمده بودند که مردم را زير بگيرند، چون بعد از اين که وانت دنده عقب گرفت، دنده را عوض کرد و دوباره از روی آن شخص رد شد. هنوز جسد آن فرد جلوی چشمم است در حالی که داشت زير چرخها تکان میخورد. دوباره همين عمل تکرار شد.
من ۳۰ سال سن دارم و فکر نمیکردم در زندگی اين قدر منقلب شوم، ولی اين صحنه وحشتناک بود. همين طور که خواهرم را بغل کرده بودم چون زانوانم توان نداشت همان جا نشستم و فرياد زدم «نکن او را کشتيد» و بعد به فکرم رسيد خواهرم را از اين مخمصه بيرون ببرم، چون فکر کردم شايد اين حادثه دوباره تکرار شود.
وقتی ما میخواستيم فرار کنيم ديدم يک نفر که پايش شکسته بود و گويا استخوانش بيرون آمده بود، به من گفت بيا کمکم کن ولی من نتوانستم چون میخواستم خواهرم را نجات بدهم و ديگر يادم نمیآيد چه اتفاقی افتاد.
شما شاهد عبور يک خودروی نيروی انتظامی از روی يکی از معترضين بوديد؟
بله، اولين وانتی که آمد اصلاً با مردم برخوردی نکرد، ولی يکی از دوستانم تعريف میکرد که ديده است همين وانت اولی وقتی رفت روی جدول، خورد به پای همان شخصی که پايش شکسته بود.
نيروی انتظامی مرتب اطلاعيه صادر میکند که در ميدان ولی عصر اصلاً کسی کشته نشده، ولی من با چشم خودم اين صحنه را ديدم. خواهش میکنم نگذاريد خون اين شخص پايمال شود. اين صحنه حتی وحشيانهتر و فجيعتر از کشته شدن ندا آقاسلطان بود، حيوان را هم اين طور با ماشين زير نمیگيرند.
تمنا میکنم نسبت به اين مورد حساسيت به خرج دهيد، چون اگر چنين چيزی متداول شود از اين به بعد مردم را میکشند و میگويند تصادف رانندگی بود. ببينيد چقدر راحت دارند از گردن خود باز میکنند و میگويند اصلاً چنين ماشينی وجود نداشته و اين ماجرا ساخته و پرداخته رسانههای خارجی است.